تبليغاتX
َ

َ

  » امروز:  
  » پند امروز :

درباره وب

لینکستان

لینک دوستان

آمار و امکانات

تبليغات

تبلیغات
تبلیغات

مظلوميت ابا عبدالله الحسين(ع)

| + | نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387 | نوشته شده توسط 1 رافضی

حوادث بعد پیامبر(ص) 

یا علی!تو از من ومن از تو هستم،تو برادر من ووزیر منی.هنگامی که رحلت نمودم درسینه های قومی عداوت هایی درباره تو پدید می آید وبه زودی آشوبی شدید رخ می دهد که دامنگیر همه خواهد شد.این قضیه پس از غیبت پنجمین امام از فرزندان امام هفتم از نسل تو خواهد بودواهل زمین وآسمان در غیبت او غمگین می شوند.

درآن وقت چه بسیار مردوزن مومن افسوس می خورندودردمند وسرگردان می باشند!

سپس رسول خدا سر مبارک خودرابه زیر انداخت.لحظه بعد سربرداشت وفرمود:

پدرومادرم فدای کسی که همنام وشبیه من وموسی بن عمران است.او لباسی ازنور بسیار درخشنده می پوشد.

برای آنان که درغیبت او آرامش ندارند،تاسف دارم.آنها صدایی از دور می شنوند که برای مومنان رحمت وبرای کافران عذاب است.

امیر مومنین:یا رسول الله آن صدا چیست؟

پیامبر:درماه رجب سه مرتبه صدا می آید،دور ونزدیک همه می شنوند:

صدای اول،((الا لعنه الله علی القوم الظالمین))

وصدای دوم،((ازفت الازفه))یعنی روز قیامت فرا رسیده است.

وصدای سوم،آشکارا شخصی را نزدیک خورشید می بیند ومی گوید:

ای اهل عالم آگاه باشید!خداوند مهدی فرزند امام حسن عسکری فرزند...تا علی بن ابی طالب می شمرد،برانگیخت وروز نابودی ستمگران فرا رسید!

دران موقع امام زمان ظهور می کند خداوند دلهای دوستانش را شاد می گرداند وعقده های دلشان را برطرف می سازد.

امیر المومنین:یا رسول الله!بعد از من چند امام خواهد آمد؟

پیامبر :پس از تو ازامام حسین نه امام خواهدبود ونهمی قائم آنهاست.

 

شكايت به پيامبر(سلام الله عليها)

از عبدالله بن سليمان،از حضرت صادق(عليه السلام) روايت شده كه فرمود:وقتي كه گريبان حضرت علي(عليه السلام) را گرفته بودند وازخانه بيرون مي بردند،نزدقبر پيامبر(عليه السلام) ايستاد وگفت:

اي پسر مادر!همانا اين مردم مرا ضعيف شمردند ونزديك بود مرا بكشند.حضرت صادق(عليه السلام) فرمود:

پس دستي از قبر پيامبر(عليه السلام) بيرون آمد كه مي شناختند دست او است وصدايي بلند شد كه مي شناختند،صداي اوست وبه جانب ابوبكر متوجه شد كه:

اي مرد،آيا به آن خدايي كه تورااول از خاك وسپس از نطفه آفريدوپس از آن تورا مردي معتدل قرارداد،كافرشدي؟

 

 

انتقال علم به علي(عليه السلام)

حضرت علي (عليه السلام)فرمودند:كه پيامبر(عليه السلام) به من امر فرمودند:بعد از وفات من هفت مشك آب از فلان چاه بياور ومرا باآن آب غسل بده،وقتي فارغ شدي،به هركس كه درخانه بود،بگوازخانه بيرون برود.آنگاه دهان خودرا بردهان من بگذار واز من سوال كن از آنچه كه تاروز قيامت اتفاق خواهد افتاد.

حضرت علي (عليه السلام)مي فرمايند:من فرمايش پيامبر (عليه السلام) راعمل كردم وهيچ حق يا باطلي تاروز قيامت اتفاق نمي افتد مگر اين كه من به آن علم دارم.

 

 

زمين به نور او روشن شد

دركتاب روضه الواعظين در حديثي طولاني از پيامبر اكرم (ص) روايت شده كه:چون علي (ع) به دنيا آمد،زمين به نور اوروشن شد وروشني ستارگان دوبرابر شد ومانند خورشيد طالع بود.حضرت به زمين سجده كرد وگفت:

گواهي مي دهم كه معبودي جز خدا نيست ومحمد(ص) پيامبر است وعلي وصي پيامبر است.خدانبوت را به محمد ووصايت را به من ختم كرد.من امير المومنين هستم.

سپس ذكر شده كه سخناني طولاني با پدر ومادرش وزنهاي ديگر گفت.

 

 

هديه اي از جانب خدا

ازابوجعفر طوسي از فحام از پدرش از حضرت عسكري(ع) از پدران بزرگوارش (ع) از قنبر روايت شده كه گفت:با اميرالمومنين(ع) دركنار فرات بوديم.حضرت پيراهنش را بيرون آورد وداخل آب شد.موجي آمد وپيراهن را برد.

هاتفي ندا كرد:اي ابوالحسن!به جانب راستت نگاه كن وهر چه ديدي بردار،حضرت در طرف راست خود دستمالي را ديد كه درآن پيراهني پيچيده شده است.آن را برداشت وپوشيد ودر جيب آن كاغذي ديدكه درآن نوشته بود:

اين هديه اي از جانب خداي عزيز وحكيم به علي بن ابيطالب است،اين پيراهن هارون بن عمران است،(اين چنين است وآنها رابه ميراث به گروه ديگري داديم؛سوره دخان آيه 28)

 

 

بی اعتنائی امام صادق(ع) به ابو حنیفه

ابو حنیفه رهبر یکی از مذاهب چهارگانه اهل تسنن؛با اینکه همه معلومات خودرا از امام صادق(ع) آموخته بود؛با آن حضرت مخالفت می کرد ودربرابر فتوای آن حضرت فتوا می داد.

اوروزی به خانه امام صادق(ع)آمد؛امام از اندرون خانه خانه خارج گردیدونزداو آمد،در حالی که به عصا تکیه داده بود.

ابو حنیفه گفت:(این عصا چیست،با اینکه سن وسال شما به حدی نرسیده که عصابه دست بگیری).

امام فرمود:آری نیازی به عصا ندارم،ولی چون این عصا یادگار پیامبر(ص)است وازآنحضرت باقی نمانده،می خواهم به آن تبرک بجویم.

ابو حنیفه عرض کرد:اگر من می دانستم که این عصا،از پیامبر(ص)است،برمی خاستم وآن را می بوسیدم.

امام فرمود:عجبا !سپس آستینش رابالازدوفرمود:

ای نعمان!سوگند به خدا می دانی که این پوست وموی بازوی من،پوست وموی رسول خدا(ص)است،ولی آن رانمی بوسی(وبامن مخالفت می کنی).

ابوحنیفه برخواست تادست حضرت را ببوسد،ولی آنحضرت،آستینش را کشیدوبه تظاهر او توجه نکرد.

 

علت سب (نفرین)نکردن سعدوقُاص از علی(علیه السلام)

سعد وقاص از سرداران معروف واز شخصیتهای صدراسلام به شمار می آمد،اودرجریان خلافت امام علی(ع)،کنارکشید وبه عنوان بی طرف زندگی می کرد،هنگامی که معاویه روی کارآمد اصرار داشت که همه مردم،حضرت علی (ع) را سب ولعن کنند،ولی (سعد وقاص)هرگز حاضر نبود که آنحضرت را سب کند.

روزی معاویه با سعد ملاقات کرد وازاو پرسید:(چرا ابوتراب را لعن نمی کنی؟)

سعددرپاسخ گفت:به یاد سه موضوع می افتم که رسول خدا(ص)درشان علی(ع) فرمود،ازاین رو آنحضرت را سب نمی کنم،که اگر یکی از این سه موضوع،ازآن من می شد برای من باارزشتر از همه شتران سرخ مو بود.

نخست این که شنیدم رسول خدا(ص)در جریان جنگ تبوک،هنگامی که علی را به عنوان جانشین خود در مکه گذاشت وخود به همراه مسلمین به سوی سرزمین تبوک حرکت کرد،علی (ع) خودرا به آنحضرت رسانید وعرض کرد:ای رسول خدا،آیا مرا همراه زنان وکودکان در مدینه گذاشتی؟،پیامبر(ص) فرمود:

((آیا خشنود نیستی که نسبت تو به من همانند نسبت هارون به موسی(ع) باشد،جزاینکه بعداز من پیامبری نخواهد بود)).

دوم اینکه:درجریان جنگ خیبر از رسول خدا(ص) شنیدم فرمود:

((پرچم رابه دست مردی می دهم که خداو رسولش رادوست دارد،وخدا ورسولش نیزاورادوست می دارند)).

سپس علی(ع)راطلبید وپرچم رابه او داد وخداوند،خیبر رابه دست علی(ع) فتح کرد.

سوم اینکه مطابق آیه مباهله،علی(ع)را به عنوان جان پیامبر(ع)معرفی شده است،آنجاکه در جریان نمایندگان مسیحیان وپیامبر(ص) هنگامی که مسیحیان در جلسه مذاکره قبول اسلام نکردند،پیامبرطبق فرمان خدا،به انها پیشنهاد مباهله کرد(یعنی به آنها فرمود:بیائید دو گروه شویم وبه همدیگر نفرین کنیم تا خدا عذابش را بر گروه منحرف بفرستد)چنانکه در آیه 16 سوره آل عمران می خوانیم:

فقل تعالو ندع ابنائنا وابنائکم ونسائنا ونسائکم وانفسنا وانفسکم ثم نبتهل فتجعل لعته الله علی الکاذبین.

:((پس به آنها بگو بیائید ما فرزندان خودرا دعوت می کنیم،شما هم فرزندان خود را،ما زنان خویش را دعوت می کنیم،شما هم زنان خودرا،ما ازجانهای خود دعوت می کنیم شما نیز از جانهای خود،آنگاه مباهله می کنیم ولعنت خدا رابر دروغگویان قرار می دهیم)).

رسول اکرم(ص)،علی وفاطمه وحسن وحسین(علیهم السلام)را نزد خودآورد تا برای مباهله به بیابان ببرد،وفرمود:این ها اهلبیت من هستند.

با توجه به آیه مذکور،وعمل پیامبر(ص)،حضرت علی (ع) به عنوان جان پیامبر(ص) معرفی شد.

برگرفته شده از کتاب داستان دوستان (محمد مهدی اشتهاردی)

 

عالم زاهد ومحب صادق مرحوم حاج شیخ محمد شفیع محسنی جمی-اعلی الله مقامه-که قریب دوماه است به دار باقی رحلت فرموده،نقل انتقام علوی (ع)

نمود که در (کنکان) یک نفر فقیر در خانه ها مدح حضرت امیر المومنین علیه السلام می خوانده ومردم به او احسان می کردند،تصادفا به خانه قاضی سنی ناصبی می رسد ومدح زیادی می خواند،قاضی سخت ناراحت می شوددررا باز می کند ومی گوید چقدر اسم علی را می بری چیزی بتو نمی دهم مگراینکه مدح عمر کنی!.من به تو احسان می کنم،فقیر می گوید اگر درراه عمر چیزی به من بدهی از زهر ماربدتر است ونخواهم گرفت.

قاضی عصبانی می شود وفقیر را به سختی می زند،زن قاضی واسطه می شود وبه قاضی می گوید دست ازاو بردار،زیرا اگر کشته شود تورا خواهد کشت،بالاخره قاضی راداخل خانه می آورد واز فقیر کاملا دلجویی می کند که فسادی واقع نشود.قاضی به غرفه اش می رودپس از لحظه ای زن صدای ناله عجیبی ازاو می شنود،وقتی که می آیدمی بیند قاضی حالت فلج پیدا کرده وگنگ هم شده است.

بستگانش را خبر می کند ازاو می پرسند په شده؟آنچه که از اشاره خودش فهمیده شد این بود که تا به خواب رفتم مرا به آسمان هفتم بردند وبزرگی سیلی به صورتم زد ومرا پرت نمودکه به زمین افتادم.

بالجمله اورا به مریضخانه بحرین می برند وقریب دوماه تحت معالجه واقع می شودوهیچ فایده نمی بخشد.اورا بکویت می برند،مرحوم شیخ مزبور فرمود،تصادفا درهمان کستی که من بودم اوراآوردند وبه اتفاق وارد کویت شدیم.به من متلجی شد والتماس دعا می کرد،من به او فهمانیدم که از همان کسی که سیلی خوردی باید شفا بیابی واین حرف به آن بدبخت اثری نکردوبالجمله چندی هم به بیمارستان کویت مراجعه کرد فایده نبخشید وفرمود تا سال گذشته در بحرین او را دیدم به همان حال با فقر وفلاکت دردکانی زندگی می کرد وگدایی می نمود.

 

نظیر حال این قاضی داستان ابو عبدالله محدث است وخلاصه آن چنین است در مدینه المعاجز،صفحه 140 از شیخ مفید علیه الرحمه-نقل نمود نزد جعفر دقاق رفتم وچهار کتاب در علم تعبیر ازاو خریدم،هنگامی که خواستم بلند شوم گفت به جای خود باش تا قضیه ای که به دوست من گذشت برایت تعریف کنم که برای یاری مذهب نافع است.رفیقی داشتم که از من می آموخت ودر محله ((باب البصره)) مردی بود جکه ج حدیث می گفت ومردم ازاو می شنیدند به نام ((ابو عبدالله محدث)) ومن ورفیقم مدتی نزد او می رفتیم واحادیثی ازاو می نوشتیم وهرگاه حدیثی در فضایل اهل بیت:املا می کرد درآن طعن می زد تاروزی که در فضائل حضرت زهرا(س) به ما املا کرد سپس گفت اینها به ما سودی نمی بخشد؛زیرا علی (ع) مسلمین را کشت ونسبت به حضرت زهرا جسارتهایی کرد وجعفر گفت سپس به رفیقم گفتم سزاوار نیست که ازاین مرد چیزی یاد بگیریم چون دین ندارد وهمیشه به علی وزهرا جسارت می کند واین مذهب مسلمان نیست،رفیقم سخنانم را تصدیق کرد وگفت سزاوار است به سوی دیگری رویم وبا او باز نگردیم.

شب در خواب دیدم مثل اینکه به مسجد جامع می روم وابو عبدالله محدث رادیدم ودیدم امیر المومنین علیه السلام بر استر بی زینی سوار است وبه مسجد جامع می رود،با خود گفتم وای اگر گردنش را با شمشیر بزند پس چون نزدیک شد با چوبش به چشم راست اوزد وفرمود ای ملعون!چرا من وفاطمه را دشنام می دهی؟پس محدث دستش را روی چشم راستش نهاد وگفت آخ کورم کردی!

جعفر گفت بیدار شدم وخواستم به سوی رفیقم بروم وبه اوخوابم را بگویم ناگاه دیدم او به سوی من می آید درحالی که رنگش دگرگون شده گفت:آیا می دانی چه شده؟گفتم بگو،گفت دیشب خوابی درباره محدث دیدم وخوابش بدون کو وکاست با خواب من یکی بود با او گفتم من هم چنین دیدم ومی خواستم بیایم با تو بگویم بیا تا با قرآن پیش محدث برویم وبرایش سوگند بخوریم که چنین خوابی دیده ایم وبا هم توطئه نکرده ایم وعنایت علوی اورا اندرز دهیم تااز این اعتقاد برگرددپس بلند شدیم به در خانه اش رفتیم،دربسته بود،کنیزی آمد وگفت نمی شود اورا حالا دید،دو مرتبه دررا کوبیدیم باز همین جواب راداد،سپس گفت:شیخ دستش را روی چشمش گذاشته واز نیمه شب فریاد می زند ومی گوید علی بن ابی طالب علیه السلام مرا کور کردواز درد چشم فریاد رسی می کند به او گفتیم ما برای همین به اینجا آمدیم،سپس دررا باز کردوداخل شدیم سپس اورادیدیم به زشت ترین صورتها فریاد رسی می کند ومی گوید مرا با علی بن ابی طالب علیه السلام چکار که دیشب چشم مرا با چوبش زد وکورم کرد.

جعفر گفت آنچه ما در خواب دیدیم او برایمان گفت،به او گفتیم از اعتقادات برگرد ودیگر به ساحت مقدسش جسارت نکن،گفت خدا پاداش خیر به شما ندهداگر علی چشم دیگرم را کور کند اورا بر ابوبکر وعمر مقدم نخواهم داشت،از نزدش برخاستیم،سه روز دیگر به دیدنش رفتیم دیدیم چشم دیگرش نیز کور شده وباز از اعتقادش برنگشت،پس از یک هفته سراغش را گرفتیم گفتند به خاکش سپرده اند وپسرش مرتد شده وبه روم رفته از خشم علی بن ابی ابیطالب.

 

اثر عزاداری حسینی (ع)

سید جلیل مرحوم دکتر اسماعیل مجاب (دندانساز)عجایبی از ایام مجاورت در هندوستان که مشاهده کرده بود نقل می کرد،از آن جمله می گفت:عده ای از بازرگانان هندو(بت پرست)به حضرت سید الشهداء معتقد وعلاقه مندند وبرای برکت مالشان با آن حضرت شرکت می کنندیعنی درسال مقداری از سود خودرا درراه آن حضرت صرف می کنند،بعضی از آنها روز عاشورا به وسیله شیعیان،شربت وپالوده وبستنی درست کرده وخود به حال عزا ایستاده وبه عزاداران می دهندو بعضی آن مبلغی که راجع به آن حضرت است به شیعیان می دهندتادرمراکز عزاداری صرف نمایند.

یکی از آنان را عادت چنین بود که همراه سینه زنها حرکت می کرد وباآنها سینه می زدچون مُرد بنا به مرسوم مذهبی خودشان بدنش راباآتش سوزانیدندتاتمام بدنش خاکستر شدجز دست راست وقطعه ای از سینه اش که آتش آن دو عضو رانسوزانیده بود.بستگانش آن دو قطعه راآوردندنزد قبرستان شیعیان وگفتند این دو عضو راجع به حسین شماست.

جایی که آتش جهنم که طرف نسبت وقابل مقایسه بااتش دنیا نیست به وسیله حسین علیه السلام خاموش وبرد وسلام می گرددپس نسوزانیدن آتش ضعیف دنیوی به وسیله آن بزرگوار جای تعجب نیست.

وجماعتی از (هندو)هرساله شبهای عاشورا درآتش می روند ونمی سوزند واین مطلب مشهور ومسلم است.

داستانهای شگرف:شهید محراب آیه الله سید عبدالحسین دستغیب

 

 

 

| + | نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 | نوشته شده توسط 1 رافضی

«آلبرت انيشتين» فيزيكدان بزرگ معاصر، در آخرين رساله علمي خود با عنوان »دي اركلارونگ Die Erklarung : به معناي بيانيه» كه در سال 4591 در آمريكا و به زبان آلماني نوشت، اسلام را بر تمامي اديان جهان ترجيح داده و آن را كامل ترين ومعقول ترين دين دانسته است.
اين رساله در حقيقت همان نامه نگاري محرمانه انيشتين با مرحوم آيت الله العظمي بروجردي است.انيشتين در اين رساله«نظريه نسبيت» خود را با آياتي از قرآن كريم و احاديثي از كتاب هاي شريف نهج البلاغه و بحارالانوار تطبيق داده و نوشته است كه هيچ جا در هيچ مذهبي چنين احاديث پر مغزي يافت نمي شود وتنها اين مذهب شيعه است كه احاديث پيشوايان آن نظريه ي پيچيده «نسبيت» را ارائه داده ولي اكثر دانشمندان آن را نفهميده اند.
يكي از اين حديث ها حديثي است كه علامه مجلسي در مورد معراج جسماني رسول اكرم (ص) نقل مي كند كه: «هنگام برخاستن از زمين، لباس يا پاي مبارك پيامبر به ظرف آبي مي خورد و آن ظرف واژگون مي شود. اما پس از اينكه پيامبر اكرم(ص) از معراج جسماني باز مي گردند مشاهده مي كنند كه پس از گذشت اين همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ريختن روي زمين است». انيشتين اين حديث را از گرانبهاترين بيانات علمي پيشوايان شيعه در زمينه«نسبيت زمان» دانسته و شرح فيزيكي مفصلي بر آن مي نويسد.انيشتين همچنين در اين رساله «معاد جسماني» را از راه فيزيكي اثبات مي كند. او فرمول رياضي معاد جسماني را عكس فرمول معروف «نسبيت ماده و انرژي» مي داند:
E = MC2 << M = E :C2
يعني اگر حتي بدن ما تبديل به انرژي شده باشد دوباره مي تواند عينا» به تبديل به ماده و زنده شود.
انيشتين در اين كتاب همواره از آيت الله بروجردي با احترام و به لفظ«بروجردي بزرگ» ياد كرده و از شادروان پروفسور حسابي نيز بارها با لفظ«حسابي عزيز» ياد كرده است.
اصل نسخه اين رساله اكنون به لحاظ مسايل امنيتي به صندوق امانات سري لندن (بخش امانات پروفسور ابراهيم مهدوي) سپرده شده و نگهداري مي شود. اين رساله را پروفسورابراهيم مهدوي (مقيم لندن) ، با كمك يكي از اعضاء شركت اتومبيل سازي «بنز» و به بهاي 3000000دلار از يك عتيقه فروش يهودي خريداري كرد.
دستخط انيشتين در تمامي صفحات اين كتابچه توسط خط شناسي رايانه اي چك شده و تأييد گشته است.

 

| + | نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 | نوشته شده توسط 1 رافضی

 

اولی الامر چه کسانی می باشند؟

 

«یاایها الذین آمنوا اطیعو الله واطیعو الرسول واولی الامر منکم»

ای اهل ایمان خدا ورسول وصاحبان امر ولایت را اطاعت کنید

 

1- إنّما یُریدُ اللهُ لِیُذهِبَ عنکُمُ الرّجسَ اهلَ البیتِ ویُطَهّرکُم تَطهیرًا

«خدا فقط می خواهد پلیدی راازشما اهل بیت(وخاندان نبوت) ببرد وشمارااز هر عیب پاک گرداند."سوره احزاب-آیه 33"»

 

2- وان هذه اُمَتکُم اُمة وحده واَنا رَبُکُم فاتقون*فتقطعوا أمرَهُم بَینُهم زبرا کُل حزب بما لَدیهم فَرحون*فَذرهِم فی غمرتهم حتی حین*

« واین امت شما یک امت است،ومن پروردگار شما هستم.پس از مخالفت با من بترسید*اما آنها امر(دین) خود را پاره پاره کردند(وفرقه فرقه شدند).هرگروهی به آنچه نزد خود دارند،دلخوشند.*بگذار تاهنگامی معین در جهل وغفلت خود بسر برند." سوره مبارکه مومنون- آیه 52-53-54"»

 

مصداق آيه شريفه:( فتلقي آدم ربه كلمات فتاب عليه) چه افرادي هستند؟

وقتي آدم (ع) با وسوسه ابليس مرتكب ترك اولي شد،ازميوه درخت نهي شده تناول كرد،لشكر بلا وابتلا به او روي آورد وتاج شرف از سرش افتاد،هرچند توبه وانابه مي كرد مقبول درگاه حق نمي شد تا اينكه جبرئيل (عليه السلام) به او گفت:مگر آن نامهايي را كه بر ساق عرش ديدي فراموش كردي؟آدم (عليه السلام) متنبه شد وماراشفيع خود قرار داد وبا پروردگار به راز ونياز پرداخت وگفت:خدايا به حق ومنزلت محمد (ع)و علي(ع)وفاطمه(ع) وحسن (ع) وحسين(ع) توبه مرا بپذير وخداوند متعال توبه اورا قبول كرد.

درقران آمده: ( فتلقي آدم ربه كلمات فتاب عليه)

خطاب آمد:كه اي آدم!بشارت باد تورا كه صاحبان اين نام ها رااز ذريه تو قراردادم.سپس آدم شكر الهي را به جاي آورد وبر ملا اعلي مباهات نمود.

 

 

3- حدیث ثقلین که شیعه وسنی آن را از پیامبر اکرم (ص) نقل کرده اند که فرمودند:

«من درمیان شما به جا می گذارم آنچه را که اگر آن را اخذ کنید هرگز گمراه نشوید وآن کتاب خدا وعترتم می باشد.»

 

4- از مقایسه این آیه با سوره کوثر چه چیز به دست می آید:

أم تَسئلُهُم خَرجًا فَخَراجُ رَبّکَ خَیر وَهُوَ خَیرُ الرٌزقین.

« یا(تو ای رسول!) ازآنها مزدی خواسته ای،در صورتی که مزد پروردگارت بهتر (از هر چیز) واو بهترین روزی دهندگان است؟!"سوره مومنون –آیه 72"»

 

5- ولَقَدَ کانَ یُحاوِرُ فی کُلَّ سََنَهٍ بحراءَ فاراهُ ولا یَراه غَیری.

«پیامبر(ص) هر سال در غار حراء به عبادت می پرداخت،وکسی جز من اورا نمی دید."نهج البلاغه خطبه 187"»

 

6-اعرفوالله والرسول بالرساله واولی الامر بالامر بالمعروف والعدل والاحسان.

«خدا را بشناسید به خدایی وصفات وجلال وجمال وشئون او و پیغمبر رانیز با شان رسالت ومقام پیغمبری بشناسید واولی الامر را به این که امر به معروف می نمایند وبه عدل واحسان عمل می کنند بشناسید."امام جعفر صادق(ع)"»

  

| + | نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 | نوشته شده توسط 1 رافضی

 

1- به چه دلیل با این که حق با حضرت علی بود وتوان پس گرفتن آن را داشتند ولی 25 سال سکوت کردند؟

به جهت حفظ اسلام،زیرا حضرت درآن شرایط حساس که کفار ومشرکین درانتظار چنین روزی به سر می بردندکه رسول خداازدنیا برود وآنها حمله خودرا علیه مسلمانان آغاز کنند واز طرفی مسلمانان واسلام مانند نونهالی بودند که تاب صدمات زیادی را نداشتند قیام می کرد،اسلام کاملا به خطر می افتاد وشاید از بین می رفت.

حضرت علی(علیه السلام) می فرمایند:مثل من مانند آن زنی بود که چون دید بناست فرزندش کشته شود از حق خود گذشت.

روزی حضرت زهرا(سلام الله علیها) به حضرت علی (علیه السلام) فرمود:چراشما که قدرت پس گرفتن حقت راداری در خانه نشسته ای؟حضرت چند لحظه سکوت کرد تاموقع اذان شد همین که موذن گفت(اشهد ان محمدا رسول الله)حضرت علی(علیه السلام)فرمودند:

فاطمه جان،اگرمی خواهی نام بابایت(کنایه از اسلام) باقی بماند من باید صبر کنم.

 

2-چرا امیر المونین درهنگام ولایت وخلافتش زمین فدک را ترک کردند؟

حضرت ابا عبدالله(علیه السلام) فرمود:به خاطر اقتداء به رسول خداچه آنکه رسول خداوقتی که مکه را فتح کردندعقیل بن ابی طالب منزل پیامبر را فروخته بود وحضرت آن را پس نگرفتند به حضرت عرض شد:یا رسول خدا چرا به منزل خودتان بر نمی گردید ودرآن ساکن نمی شوید؟

حضرت فرمودند:آیا عقیل برای ما منزلی باقی گذارده تا مابه آن برگردیم؟

امام صادق (علیه السلام) فرمودند:ما اهل بیت پیغمبر چیزی را که از مابه ظلم گرفته اند به خود برنمی گردانیم وبه خاطر همین بودکه علی(ع) پس از به خلافت رسیدن فدک رابه خود بازنگرداند ونیز حضرت ابی الحسن(ع) فرمودند:ما اهل بیت پیامبر حقوق خود راازکسانی که به ما ظلم کرده اند نمی گیریم،امیرالمونین وما اولیاء مومنین هستیم،وبرای مومنین حکم کرده وحقوقشان رااز ظالمان می گیریم ولی حقوق خود رابرای خویش اخذ نمی نماییم.

 

3- دلایلی که بروجود امامت حضرت مهدی(روحی فداک)اقامه شده چند قسم می باشد؟

1-خبر شخص امام حسن عسکری وخواص آن حضرت واعلامیه های ایشان به بعضی از نقاط شیعه نشین مثل قم.

2-تشرف صدها نفر به زیارت حضرت مهدی در عصر پدر بزرگوارش وعصر غیبت صغری وعصر غیبت کبری.

3-صدور معجزات وکرامات بسیار از آن حضرت در اثر توسلات یا ضمن تشرف افراد وبه گونه های دیگر.

4-اخبار متواتر وبشارت های حضرت رسول وائمه در ضمن صدها حدیث معتبر که درکتابهای که قبل از ولادت آن حضرت وقبل از غیبت صغری تالیف شده ضبط وروایت شده است.

5-وبالاخره نقل تواریخ معتمد وکتاب های انساب تا آنجا که بعضی از علمای عامه تشرف به زیارت آن حضرت را ادعا کرده،ودراظهار اشتیاق وظهور آن رهبر عدالت گستر اشعار سروده وبعضی از خلفای بنی عباس چون الناصر الدین الله که از دانشمندان ای سلسله واهل حدیث وروایت بوده است چنان درایمان به آن حضرت محکم بوده است که سرداب غیبت به امراو تعمیر شد وکتیبه ای در سرداب که از آثار عتیقه ونفیسه بوده وهم اکنون نیز باقی ومنصوب است شاهد این عقیده اوست ودلایل دیگری نیز هست که به همین مقدار اکتفا می کنیم.

 

4- پیغمبر اکرم(ص) درمورد ولایت چه فرموده اند؟

علامه حلی ششمین دلیلی که درمنهاج الکرام بروجوب پیروی از مذهب امامیه فرموده است از حضرت رسول روایت کرده است که فرمود:

(یا علی!اگر بنده ای بندگی خدا را بنماید مثل آن چه نوح درقومش بود وبرای او مثل کوه احد طلا باشد ودرراه خدا انفاق نماید وعمرش طولانی شود تا هزار حج پیاده به جا آورد وسپس بین صفا ومروه مظلوم کشته شوداگر ولایت تو را نداشته باشد بوی بهشت رااستشمام نخواهد کرد وداخل آن نخواهد شد.)

 

5- به چه علت قبر حضرت زهرا(سلام الله علیها) مخفی وپنهان است؟

پنهانی قبر حضرت زهرا(سلام الله علیها)  نشان مظلومیت وغربت ولایت است.حضرت زهرا نمی خواست تا دشمنانش که دشمنان خدا ورسولند بر سر مزارش اقامه عزا کرده وبدین وسیله عوام فریبی کنند،آن قدر این امر برآن ها سنگین بود که تصمیم گرفتند نبش قبر کرده تا قبر حضرت زهرا را پیدا کنند وبر جنازه اش نماز گذارند.

حضرت زهرا(سلام الله علیها) می خواست با طرح سوال در اذهان مردم،که چرا تنها یادگار رسول وقبرش را پنهان نموده،آنان را به فکر واداردتا خود به دنبال جواب رفته ومسببین اصلی را بیابند.همین است که می بینیم برخی،برخی دیگر را ملامت می کردند که تنها دختر پیامبر مُرد وبه هیچ کدام از آنان اجازه حضور در دفن ونمازش نداد وقبرش را هم پنهان کرد.

 

6- چراشیعه بااینکه حقانیت دارددراقلیت است؟

اولا:شناخت حق وباطل درگروکمی پیروان ویافزودنی آن هانیست.ثانیا:قرآن غالبااکثریت هارانکوهش نموده است وبه ستایش از برخی اقلیت هامی پردازد.

 

7- چراازمیان73فرقه تنهافرقه ناحیه شیعه امامیه می باشد؟

دلیل براین موضوع حدیثی است که رسول خدامی فرمایند:امت من به زودی73فرقه خواهند گردید،یکی ازانهاناجی ورستگارومابقی درآتش جهنم خواهندبود.

گروهی ازاصحاب گفتند:یارسول الله ان یک فرقه کدام می باشند؟حضرت فرمود:آن فرقه ای که برمذهب من واهل بیتم باشند مثل اهل بیت من نظیر کشتی نوح است،کسی که سوار آن شودنجات خواهد یافت وهرکه ازآن تخلف نمایدغرق وهلاک خواهد شد.

 

8-چراسنی ها پیرو ابوبکر شدند؟

زیرا معتقدند که:

اولا:پیامبر کسی را خلیفه خود قرار نداده.

ثانیا:مردم اورا به عنوان جانشین پیامبر قبول کردند.

ثالثا:چون او از همه صحابه مسن تر است سزاوار خلافت می باشد.

 

9-چرا سنی ها درنماز دست ها را برروی هم می گزارند؟

آن ها می گویند عمر دستور چنین کاری را داده است وقضیه از این قرار است که عمردیدمردم جلوی پادشاه ایران دست به سینه می ایستند لذا خوشش آمد ودستوردادکه از به بعد در نماز دست به سینه نماز بخوانند.

 

10-چرا وهابی ها شفاعت را قبول ندارند؟

چون می گویند:

1-درخواست شفاعت شرک است.

2-شرک مشرکین به خاطر طلب شفاعت از بت ها بود.

3-درخواست حاجت از غیر خدا حرام است.

4-شفاعت حق مخصوص خداست.

برگرفته شده از کتاب پاسخ به نمی دانم ها(سید محمد طباطبایی)

 

  

| + | نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 | نوشته شده توسط 1 رافضی

امام حسین از نگاه مذاهب اسلامی

 

درآغاز این نکته را یاد آور می شویم که نگاه اهل سنت به امام حسین (ع) نگاه به یک معصوم نیست وآنها دیدگاهی همانند شیعه که معتقد است امام حسین (ع) معصوم وبرترین مردم وافضل الناس بعد از پیامبر می باشد،نیست.دیدگاه متدین های آنها نسبت

به امام حسین (ع) به عنوان "سبط النبی"،"حفیظ الرسول"،"ریحانه الرسول" ویا فردی از اهل بیت که خداوند در مورد اثبات تطهیر آنها آیه نازل کرده است می باشد.   

عایشه همسر پیامبر(ص) می گوید:صبحگاهان پیامبر (ص)ازمنزل بیرون آمد،در حالی که عبایی از موی سیاه بردوش داشت،آن گاه حضرت حسن وارد شدند،ایشان رادرزیر آن عبا داخل کرد،سپس حضرت حسین آمد وبه زیر عبای پیامبررفت،پس از ان حضرت فاطمه وارد شد،ایشان هم زیر عبارفت،درآخر حضرت علی وارد شد،ایشان را هم به زیر عبا گرفتند وآ

ن گاه این آیه-آیه تطهیر،سوره احزاب،آیه 33- را تلاوت فرمودند:(همانا خداوند می خواهدپلیدی راازشما دور سازد وشما را پاکیزه گرداند،پاکیزه کردنی).

 

چرا عزاداری برای امام حسین(ع) بعد از 1400 سال؟

 

یکی از آیین هایی که مسلمانان،بویژه شیعیان همه ساله انجام می دهند برپایی آیین های عزاداری برای بزرگان دین بویژه سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) می باشد.این آیین ها که سفارش پیشوایان دینی ماست،آن گونه که امیر مومنان(ع) می فرماید:"خداوند متعال مارا درروی زمین برگزید وشیعیان را ما برگزید که ما رایاری ودرشادی ماشادودر غم واندوه ماغمگین وجان ومال خویش را درراه ما می بخشد؛آنان از مایند وبه سوی ما می آیند-ازما الگو می گیرند."صادق آل محمد(ع) فرمود:" خدارحمت کند شیعیان ما را،از بهترین خاکی که ما آفریده شدیم،آفریده شدند وگل وجودشان با آب ولایت ما مخلوط است؛درشادی ما شاد ودر سوگ ما سوگوارند".بااین حال برخی مسلمانان ناآگاه  شیعه را متهم به خرافه گرایی،مرده پرستی!،شرک!و...

همان گونه که پیش تر اشاره شد گریه نخستین واکنش طبیعی انسان در برابر رویداد های ناگوار است،گریه که مهم ترین ابزار در مجالس سوگواری  برای ابراز ارادت به محضر خاندان نبوت(ع) می باشد،گونه های مختلفی دارد:

 

الف)گریه شوق

گریه از روی خوشحالی،زیباترین جلوه عشق ومحبت به کسی است که دوستش می داریم،همانند مادری که فرزند خویش را پس از مدت ها می بیندودر آغوش می کشد،از خوشحالی اشک از چشمانش سرازیر وگریه سرور سر می دهد.درروایات آمده است هنگامی که جعفر بن ابی طالب از حبشه به مدینه آمد،پیامبر اکرم(ص) به استقبال او شتافتندوبا دیدن پسر عموی خویش اشک شوق ریختند.گریه برای سالار شهیدان نیز جلو های گوناگونی دارد که بخشی از آن ممکن است به خاطر مطلومیت شهدای کربلا وبخش دیگری نیز به شوق رشادت،فداکاری،وآزاد مردی شهیدان کربلا باشد.

 

ب)گریه عاطفی

انسان درزندگی رخداد هایی رامی بیند که قلب او را جریحه دار می سازد،همانند دیدن صحنه های دلخراش زندگی کسانی که گرفتار بلایای طبیعی از قبیل سیل،زلزله و...می شوند وعواطف انسانی را تحریک واشک از چشمانش سرازیر می سازد.

 

ج)گریه پشیمانی

هرکسی ممکن است برخلاف فطرت های پاک خویش درزندگی دچار لغزش هایی گردد ولوح سفیددل رابه لکه گناه ومعصیت آلوده سازد وپس از آن پشیمان گردد،برای بازگشت دوباره به فطرت الهی گریه وزاری وبه درگاه خداوند متعال درکنار سایر اقدام ها-یکی از راههای تسکین دردهای درونی وزدودن غبار گناه از دامن انسان است.

 

د)گریه فراغ

گونه دیگر اشک ریختن،گریه در فراق کسانی است که انسان برای مدتی ازآنان دور می شود.این گریه ممکن است درفراق دوستان وآشنایان سببی ونسبی ویادرفراق پیشوایانی که دوری آنان انسان راازدرک فیض حضور آنان محروم ساخته است می باشد.یکی از مصادیق این گریه می تواند گریه بر امام حسین(ع) باشد.

ازانواع گریه های که در بالا ذکر شده،نوع اول،دوم وچهارم می تواند برای حضرت سید الشهدا(ع) ویاران با وفایش انجام شود.

 

مهم ترین دستاورد قیام امام حسین(ع) نجات اسلام

باروی کار آمدن بنی امیه واهداف شوم آنان برای از بین بردن اسلام از پهنه گیتی،از آغاز رسالت پیامبر اکرم(ص) ودرادامه آن به گونه ای بود که می توان ادعا نمود که هر نقشه شومی که پیامبر اکرم ومسلمانان را تهدید می نمود به صورت مستقیم ویا غیر مستقیم توسط بنی امیه راهبری می شدوریشه تمام کجروی ها خانه ابی سفیان بود.آنان پس از رحلت رسول خدا(ص) با دسیسه های گوناگون در برابر جانشین بر حق رسول خدا(ص) واهل بیت آن حضرت به رویارویی برخاستند،اما فرصت طلایی هنگامی برای آنان فراهم آمد که خلیفه سوم- عثمان بن عفان – روی کار آمد وبنی امیه به صورت رسمی درمناصب حکومت قرار گرفتندوبا پول بیت المال بدترین خیانت ها را به امت روا داشتند که نتیجه این خیانت کاری ها کشته شدن عثمان توسط مردمی که از تبعیض رنج می بردند بود.پس از مرگ خلیفه،معاویه پیراهن خونین وی را برداشت وبه عنوان خونخواه خلیفه مسلمین با امام علی(ع) وارد پیکار شد،اما چون ظاهری اسلامی به خود گرفته بود،ظاهر پرستان شب پرست جامعه را از مخالفت با معاویه باز می داشت.با مرگ معاویه وروی کار آمدن یزید که جوانی بذکار،فاسد،شرابخواروکسی که هیچ پایبندی به اسلام نداشت،فرزند پیامبر (ص) را به ستوه آورد وتصمیم گرفت از انحرافات فکری ودینی مردم پیش گیری نماید.لذا از بیعت با یزید خودداری وبا بیعت نکردن خویش آن چنان چهره یزید را درهم کوبیدند که حساب او از حساب دین خدا جدا شد وآن چه بنی امیه به نام دین بر مردم تحمیل می کردند دردیدگاه مردم به عنوان باطل وبر خلاف دین خدا قلمداد گردید.فرزند رسول خدا برای نجات اسلام جان خویش را فدا نمود وبهای خون ایشان نجات اسلام ناب محمدی (ص) گردید.

     جلوه های عاشورا آیت الله فاضل لنکرانی

| + | نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 | نوشته شده توسط 1 رافضی

ویژگی اهل بیت (ع)

عترت پیامبر (ص) جایگاه اسرارخداوندی وپناهگاه فرمان الهی ومخزن علم خدا ومرجع احکام اسلامی،ونگهبان کتاب های آسمانی وکوه های همیشه دین خدایند خدا به وسیله اهل بیت (ع) پشت خمیده دین را راست نمود ولرزش واضطراب آن را از میان برداشت.

 

جایگاه آل محمد (ص)

کسی را با خاندان رسالت نمی شود مقایسه کردوآنان که پرورده نعمت هدایت اهل بیت پیامبرند با آنان برابر نخواهند بود.عترت پیامبر (ص) اساس دین،وستون های استوار یقین می باشند.شتاب کننده،باید به آنان باز گرددوعقب مانده باید به آنان بپیوندد؛زیرا ویژگی های حق ولایت به آنها اختصاص دارد ووصیت پیامبر (ص) نسبت به خلافت مسلمین ومیراث رسالت،به آنها تعلق دارد.هم اکنون (که خلافت را به من سپردید)حق به اهل آن بازگشت،ودوباره به جایگاهی که ازآن دور مانده بود،بازگردانده شد.

 

*ترجمه خطبه 5*

1- راه های پرهیز فتنه ها

ای مردم،امواج فتنه ها را باکشتی نجات (اشاره به حدیث پیامبر که فرمودند:مثل اهل بیت من همانند کشتی نجات است.) درهم بشکنید،وازراه اختلاف وپراکندگی بپرهیزید،وتاج های فخر وبرتری جویی را بر زمین نهید،رستگار شدآن کس که با یاران به پاخاست،یا کناره گیری نمود ومردم راآسوده گذاشت.

این گونه زمامداری،چون آبی بدمزه،ولقمه گلوگیر است ،وآن کس که میوه را کال ونارس بچیند،مانند کشاورزی است که درزمین دیگری بکارد.

 

*ترجمه خطبه 6*

آگاه